close
تبلیغات در اینترنت

به روزترین سایت دانلود رمان.نرم افزار.بازی...

شنبه 31 شهریور 1397

دانلود آهنگ جدید محسن تاجیک آسمونی

دانلود آهنگ جدید محسن تاجیک آسمونی

مشخصات:

ترانه: امیر پارسا
ویالون: بنیامین قربانی 
موزیک و تنظیم : سهراب لهراسبی 
میکس ومستر: فرامرز دیناروند


دانلود آهنگ جدید محمدرضا مشیری نبض

دانلود آهنگ جدید محمدرضا مشیری نبض

مشخصات:

شعر: محمد رضا مشیری
موسیقی: محمد رضا مشیری
تنظیم: حمید محمدی
میکس و مسترینگ: کمال صداقت


دانلود آهنگ جدید سامان آراسته عاشق اینم که فقط

دانلود آهنگ جدید سامان آراسته عاشق اینم که فقط

مشخصات:

موزیک , میکس و مستر : سامان آرسته
ترانه : مهدی انصاری پور 
ویولن : پیام طونی


عنوان کتاب:سودای عشق

نویسنده:پری

تعداد صفحات پی دی اف:۷۹

تعداد صفحات جاوا:۴۹۷

منبع:سایت نودهشتیا

 

خلاصه:داستان درباره دختری به اسم سپیدست که تا حدودی شیطونه..و یک دوست صمیمی به اسم سحر داره..از قضا یه روز مامانش بهش اطلاع میده که آرش(پسرعمه سپیده) از خارج می خواد برگرده..ارش پدر و مادرشو از بچگی از دست داده و مادر پدر سپیده سرپرستیشو قبول کردن..با ورود ارش به زندگی سپیده جریاناتی اتفاق می افته که….


سرنوشت و جریان زندگی من

نویسنده:ستاره چشمک زن

تعداد صفحات پی دی اف:۱۱۰

تعداد صفحات جاوا:۷۲۵

منبع:سایت نودهشتیا

 

خلاصه: داستان زندگی آمیتیس دختر فقیری که باباش و داداشش می خواستن تو سن ۱۵ سالگی شوهرش بدن اما به کمک مادرش فرار میکنه. دختری که سرنوشت دنبال خودش می کشونه. تا جایی که می خواد بعد از مرگ استاد و همسرش تنهایی ۲ تا بچه رو بزرگ کنه و رویاهاش و بلند پروازی هاش کار دستش می ده و باعث میشه پلیس تو زندگیش نقش پیدا کنه…


عنوان کتاب:زج زدن های زندگی

نویسنده:moon shine

تعداد صفحات پی دی اف:۱۱۰

تعداد صفحات جاوا:۴۵۹

منبع:سایت نودهشتیا

 

خلاصه:ماندنی دختری است که باید به کمک مادر فرش ببافد تا ناپدری خرج دود و دمش کند و در این بین با کوچکترین حرفی ناپدری با کمربند به جان ماندنی میافتد . توحید پسری است که از کودکی ماندنی را حمایت میکند او همیشه به کمک ماندنی میشتابد ناپدری اجازه تحصیل به ماندنی نمیدهد ولی با تدبیر توحید ماندنی بطور پنهانی درس میخواند تا اینکه روزی که ماندنی از خرید باز میگردد توحید را در خیابان میبیند کیسه نخها پاره میشود و نخها در خیابان میریزند توحید به میان ماشینها میرود و میخواهد نخها را جمع کند که….


راز الن

نویسنده:جین بوکر

تعداد صفحات پی دی اف:۸۸

تعداد صفحات جاوا:۵۰۱

منبع:سایت نودهشتیا

 

قسمتی از متن کتاب:

الن دوان دوان حیاط را پشت سر گذاشت از زیر طاقی سنگی عبور کرد و بعد داخل ساختمان تاریک شد و با فشار در
دستشویی را باز کرد.
او با خود اندیشید : ” تقریبا تمام لباسم را خیس کردم ای کاش از دستشویی مدرسه استفاده کرده بودم .” الن سعی میکرد تا ان جا که امکان داشت از این دستشویی تاریک و بدبو که زمانی جزیی از یک اصطبل بود پرهیز کند. در این ساختمان روی هم اتاق کار هم وجود داشت که سه تای ان ها دستشویی عمومی بود و از شش تای دیگر به عنوان انبار ذغال استفاده می شد. شش خانواده ایی که در بیزوینگ یارد واقع در مورید اقامت داشتتند مشترکا” از این اتاق ها استفاده میکردند. داخل ساختمان نزدیک در شش سطل زباله وجود داشت .
صدای خش خشی ناگهانی قلب الن را به تپش انداخت. او می دانست که این ساختمان موش دارد اما هرگز به چشم خود انها را ندیده بود. او بلافاصله خودش را جمع و جور کرد ماسک گاز و کیف مدرسه اش را که روی زمین گذاشته بود وبرداشت و با عجله بیرون دوید. نور خاکستری رنگ روز را فضای بیرون را روشن کرده بود. لعنتی او فراموش کرده بود سیفون را بکشد . ایا باید دوباره به ان ساختمان تاریک باز می گشت ؟ خانم دایموند که رد استفاده از این توالت با انها شریک بود حتما اعتراض می کرد. الن با خود گفت: “مهم نیست خانم دایموند هم هفته گذشته از این اخرین برگ کاغذ
توالت استفاده کرد و چیزیی برای ما باقی نگذاشت .”
شش خانواده ای که ان جا زندگی می کردند هریک به نوبت روزنامه ها را به قطعات مساوی چهار گوش میبریدند و به میخ میزدند.
مادر الن می گفت: ” که وقتی جنگ به پایان رسد انها دوباره کاغذ توالت واقعی خواهند داشت” اما الن دیگر فراموش کرده بود که کاغذ توالت واقعی چه شکلی است به علاوه زیاد هم اهمیت نمی داد که از روزنامه استفاه کند گاهی اوقات چراغ قوه ای همراه خود میاورد.
ومطالب تکه های روزنامه را می خواند و به این ترتیب دست کم از فکر کردن به موش ها غافل میشد .
الن دوباره دوان دوان به حیاط بازگشت دری قهوه ای رنگ را که شماره برنجی روی ان عدد دو را نشان می داد ، با فشار باز کرد و پله ها را دو تا یکی بالا رفت و خودش را به اپارتمان سه اتاقه شان رساند .


پدر بزرگ ما چهار نفر

نویسنده:شبح عشق

تعداد صفحات پی دی اف:۱۳۹

تعداد صفحات جاوا:۴۶۴

منبع:سایت نودهشتیا

 

خلاصه:پونه , پوپک , پانیذ و پریچهر ۴ تا دختر پرورشگاهین که وقتی تولد ۲۰ سالگیشونو میگزرونن طبق دستور یکی از حامینان پرورشگاه میرن تا پیش اون زندگی بکنن . اما زندگی اونها با ورودشون به اون خانواده زندگیشونو دگرگون میکنه !


عنوان کتاب:نیاز

نویسنده:robina

تعداد صفحات پی دی اف:۳۳

تعداد صفحات جاوا:۱۳۲

منبع:سایت نودهشتیا

 

قسمتی از متن کتاب:

هواپیما کم کم از خاک کانادا بلند شد و به سمت ایران حرکت کرد.
چشم هایم را بستم و به گذشته فکر کردم به این ۱۳ سالی که کانادا بودیم به اتفاق هایی که برام افتاده بود به شادی ها
به غم ها به اولین عشقم …..
یاد اولین روزی که دیدمش افتادم خیلی وقت بود می خواستم اسمم رو تو یک کلاس نقاشی بنویسم ۱۵ سالم بود استعداد
خوبی داشتم تابلو های زیادی کشیده بودم اما هنوز به قول رها خواهرم خیلی وقت لازم بود تا حرفه ای بشم !!
یه روز داشتم یه مجله ی ایرانی ورق میزدم که چشمم افتاد به چند تاآگهی برای اموزش نقاشی :
سیاوش ستایش
آموزش نقاشی
نیما رحمانی
آموزش نقاشی
سیما آراسته
آموزش نقاشی
و……
همینطور که داشتم اسم ها رو میخوندم رو کردم به پدرم و گفتم:
بابایی این مجله کلی تبلیغ داره برای آموزش نقاشی !!
_میدونم باباجان به یکی شونم زنگ زدم قرار گذاشتم برای شنبه این هفته که بری سر کلاس.
_بابایی؟
_جان بابا!

 


عنوان کتاب:محبت عشق

نویسنده: … darya

تعداد صفحات پی دی اف:۱۳۹

تعداد صفحات جاوا:۷۱۶

منبع:سایت نودهشتیا

 

قسمتی از متن کتاب:

بعضی موقعه ها زندگی چه چیزهای عزیزی که از ما نمی گیره مهمترین شخص زندگیت…. -خانوم خانوم بیا مادر نفس های آخرشه -به همین سادگی هم عزیزترین شخص زندگی تو از دست می دی نه نه نهه بابا مامان نمی تونه بره نه به این زودی به این سادگی نهه به من قول داده همه دنبال آن دختر بچه ۱۴ ساله بودن که تنها بودنش با مادرش بود که به تازگی عزیزترین بستگی او به زندگی را از دست داده بودتمام تنش خیس بود از باران دلش نیز مانند آسمان گرفته بود و چشمانش با او اشک می ریخت چرا چرا باید عزیزترین کسم رو از من بگیری اون خوب بود خدا مهربون بود چرا اونو از من گرفتی خدااا من بد کردم من دختر خوبی نبودم تنبیه می کردیی ولی نه اینطور آخه چراا حالا من تنهام سردمه خدا مامانو به من برگردون من اونو می خواام فقط اونو با زانو به زمین نشست ونگاه به آسمان دل گرفته و گریان کرد پسری که آن طرف ها موتورش خراب شده بود بر گشت ودختری را دید که به زمین نشسته و با درد عمیقی به آسمان نگاه می کردیک احساس عجیبی اورا به طرف آن دختر می کشیدبه او نزدیک شد و کنارش نشست دختر برگشت و به آن پسر جوان نگاه کرد دل پسر لرزید نفسش بالا نمی آمد چشمان عسلی او در هاله ای از اشک جمع شده بود نا خو اگاه دستش را دراز کرد و اشکی که بر گونه ی دختر سرازیر شده بود را با انگشتش پاک کرد همانطور که خیره به چشمان او بود گفت پسر:چرا چشمای به این قسنگی داره اشک می ریزه حیف این چشمها نیست که بباره دختر نگاه به چشمان پسر کرد خود را در آغوش او انداخت و گریه اش شدت گرفت باید با یکی صحبت می کرد باید این دل پر درد را خالی می کرد این دو هفته برای او جهنم بود بی مادرش باید با یکی درد ودل می کرد


ليست صفحات


تعداد صفحات : 46


ورود کاربران

ورود کاربران

عضويت سريع

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

      پشتيباني آنلاين
      آمار

      آمار

        آمار مطالب آمار مطالب
        کل مطالب کل مطالب : 452
        کل نظرات کل نظرات : 12
        آمار کاربران آمار کاربران
        افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
        تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

        آمار بازدیدآمار بازدید
        بازدید امروز بازدید امروز : 79
        بازدید دیروز بازدید دیروز : 330
        ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 23
        ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 116
        آي پي امروز آي پي امروز : 20
        آي پي ديروز آي پي ديروز : 94
        بازدید هفته بازدید هفته : 1,807
        بازدید ماه بازدید ماه : 8,294
        بازدید سال بازدید سال : 46,024
        بازدید کلی بازدید کلی : 682,383

        اطلاعات شما اطلاعات شما
        آی پی آی پی : 54.196.13.210
        مرورگر مرورگر :
        سیستم عامل سیستم عامل :
        تاریخ امروز امروز : شنبه 31 شهریور 1397
        خبرنامه

        خبرنامه

          براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


          کلیه ی حقوق مادی و معنوی سایت مربوط به به روزترین سایت دانلود رمان.نرم افزار.بازی... بوده و کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد.
          قالب طراحی شده توسط: تک دیزاین و سئو و ترجمه شده و انتشار توسط: قالب گراف